الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
359
الغدير ( فارسى )
متأخران هم به كسانى چون جرجى زيدان و زركلى اشارت كرد . « 1 » از آنجا كه اينان بر سخنان واهى خود گواهى اقامه نكردهاند و تأليفات شريف مرتضى نيز به اعتراف محققان و صاحبنظران بر خلاف اين دعاوى صراحت كامل دارد ، از بحثكردن دربارهء آن خوددارى كرديم ، چنان كه در شرح حال شريف رضى ، چگونگى جمعآورى كتاب نهج البلاغة را بوسيلهء او به اثبات رسانديم . ابن كثير به هنگام شرح حال شريف مرتضى ، نسبتهاى ناروا و دشنامهاى شرمآورى به ابن خلكان داده است كه چرا از شريف مرتضى با ثنا و ستايش نام برده ، آنچنانكه ساير بزرگان شيعه را نيز به نيكى ياد مىكرده است . « 2 » البته ، از كوزه همان برون تراود كه در اوست . ما در اينجا با آيهاى از قرآن به گفتار او پاسخ مىدهيم كه خداى تعالى فرمود : چون جاهلان آنان را مخاطب قرار دهند ، به سلامت سخن گويند . « 3 » برگزيدهاى از ديوان شريف مرتضى از سرودههاى شريف ، قصيدهاى است كه در آن افتخارات خود را برشمرده و به دشمنان بدخواه خود تعريض آورده است و ما آن را از ديوان او انتخاب كردهايم : - عهد شباب ، يادش به خير ، سپرى شد و با قهر و عتاب زمام از كفم ربود . - يادگارش نفرتبار بود و يارانش ناآشنا ، و كاخ استوارش درهم ريخت . - آنكه زندگى را در عهد شباب گذراند ، داند كه عهد پيرى دوران مرگ و تباهى است . - در خم اين چمنزار قدرى درنگ آريد ، باشد كه بوى معشوق بيابيد و بسيار افتد كه سلامى گره از كارها بگشايد . - اگر ديدگان من راه خيانت گرفت و سيلاب غم نباريد ، چه توان كرد . - چشمها برخى افسرده از غم است و برخى از ژاله پر نم ، چونان ابر آسمان كه پارهاى شاداب و ريزان است و آن دگر سياه و دژم . - در آن چمن كه از طراوتش پستان جوانىام پرشير شد ، اگرم بعد از نوش نوبت نيش
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ آداب اللغة العربية : 2 / 288 ؛ الاعلام 667 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 12 / 53 . ( 3 ) . فرقان 25 / 63 .